براش بنويس دوستت دارم
آخه مي دوني
آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن
ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست .
گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره
ولي تو بنويس ..
تو ...
بنويس .
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه
يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه
يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمي چسبه
دفتر نقاشي بايد خط خطي باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقي نداره
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سردرگمه
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه
يه ديوار بايد به يه تير تکيه کنه وگرنه ميريزه
يه چشم اشک آلود ، يه دل غم آلود ، يه کبوتر عاشق ، يه قناري خوش آواز ، يه لب خندون ،
يه صورت شاد ، يه جاده با انتها ، يه دفتر نقاشي ، يه قلب پاک، يه ديوار استوار ،
فقط يه جا معني داره ،
جائي که چشماي اشک آلودت رو من پاک کنم ، دل غم آلودت رو من شاد کنم ، جفت کبوتر عاشقي مثل من باشي ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لباي کوچيکت رو من خندون کنم ،
نقاش دفتر خاطرات من باشم ، پاکي قلبت رو با سلامت عشقم معني کنم ، و فقط از اينکه به من
تکيه مي کني احساس مسئوليتم بيشتر ميشه.
+ نوشته شده در یکشنبه 25 دی1384ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان شبهای نقره ای نیما و سارا
|
walk with me in love
عاشقانه همراه من گام بردار
Talk to me
about what you cannot say to others
به من از آن بگو
كه توان گفتنتش را به ديگري نداري
Laugh with me
even when you feel silly
بامن بخند
حتي آنگاه كه احساس حماقت ميكني
Cry with me
when you are most upset
بامن گريه كن
آنگاه كه در اوج پريشاني هستي
Share with me
all the beautiful things in life
تمام زيباييهاي زندگي را بامن شريك باش
Fight with me
against all the ugly things in life
در كنار من
با تمام زشتي هاي زندگي ستيز كن
Create with me
dreams to follow
با من
روياهايي را بيافرين تا به دنبال آنها برويم
Have fun with me
in whatever we do
در شادي هرچه ميكنم شريك باش
Work with me towards common goals
براي رسيدن به آرزوهامان
ياري ام كن
Dance with me
to the rhythm of our love
با آهنگ عشقمان با من برقص
Walk with me throughout life
بيا درسراسر زندگي در كنار هم گام برداريم
Let us hug each other
at every step in our journey
forever
in love
بيا تا ابد در هرقدم از اين سفر يكديگر را عاشقانه در آغوش گيريم
***************
بگذار ستاره ي گم گشته ي آسمانت
فرياد کند تو را
تا در اين ازدحام بي رحمانه
تصوير تو نمايان شود.
بگذار بشکند تصوير شيشه ايي فاصله ها
بگذار غرور سنگي فرو ريزد
تا آزاد شويم از ناگفته ها.
.......
به من چيزي بگو
زيرا
هر کلمه در انتظار توست
براي تفهيم شدن.
بگذار روح تازه ي تو
براي هر فصل جوانه هاي عاشقانه زند
تا تکرار شود حضور دوباره ي توبراي پروانه ها.
.......
ببين که دردي در ما بيداد مي کند
پس بيا و بگذار
دردها در شمارش لحظه ها هدر شوند
و خاطرات خاکستري به خواب ابدي روند
زيرا
خورشيد ما در انتظار طلوعي بي تابي مي کند
و چه باک از اين همه ترديد
که غروب چه وقت خواهد رسيد
بگذار معجزه ي تو
قانون تلخ حقيقت را بشکند.

+ نوشته شده در سه شنبه 13 دی1384ساعت 7:38 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان شبهای نقره ای نیما و سارا
|

من بسيار گريسته ام
هنگام كه آسمان ابري است
مرا نيت آن است
كه از خانه بدون چتر بيرون باشم
من بسيار زيسته ام
اما اكنون مراد من است
كه از اين پنجره براي باري
جهان را آغشته به شكوفه هاي گيلاس بي هراس
بي محابا ببينم

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 دی1384ساعت 5:33 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان شبهای نقره ای نیما و سارا
|
قلبم پاييز گذشته شكست الان چندين ماه از آن جريان مي گذرد و من هنوز نتوانستم فراموشش كنم . دوستش داشتم اتاقم پر شده بود از عكس هاي هر دو تاي ما و يادگاري هايي كه دور تا دور اتاقم را پر كرده . عطرها و ادكلن هاي روي ميز و ساعت مچي و... همه اين ها . فراموش كردن او را برايم مشكل تر كرده است و آغاز كردن جديدي را برايم غير ممكن تر مي نمايد.
اين حرف ها آشناست ؟ روزي چند بار اين حرف هاي تكراري را از دوستانمان مي شنويم ؟ چرا وقتي يك رابطه اي تمام مي شود اين قدر افسرده و سر خورده مي شويم ؟ من خيلي ها را ديدم كه وقتي در يك رابطه عشقي شكست مي خورند بزاي مدت ها در لاكشان فرو مي روند و ديگر نمي توانند به كسي اعتماد كنند و همه آدم ها را با يك حكم متهم مي كنند.آيا شما هنوز سعي مي كنيد كه فراموش كنيد؟ اما نمي توانيد؟
آيا هر روز خاطرات گذشته را مرور مي كنيد ؟ و غمگين تر مي شويد ؟ و هنوز سعي مي كنيد چمدان رابطه تان را بسته بندي كنيد و به سفر كردن بر آوار عشق سرنگون شده خويش ادامه مي دهيد ؟ ما اين جا از دو نفر ( يك روانپزشك ماهر و يك ساختار ساز متخصص ) راهنمايي خواسته ايم تا بتوانيم قفسه احساسات خود را گردگيري و براي يك عشق تازه و حقيقي آماده شويم.
خانه تكاني
اولين گامي كه بر ميداريد اين است كه اطراف خود را خلوت كنيد بدين معنا كه اطرافتان را از عكس ها و يادگاري ها يي كه شما را احاطه كرده اند خالي كنيد و همچنين يادبودهايي كه پيرامونتان هستند و زنده هستند و نفس مي كشند.
آنها را در يك جعبه قرار دهيد و پشت قفسه خود پنهان كنيد .حتي سوغاتي هايي كه برانگيزنده احساسات شما هستند مي توانند شكارگر روح زخم ديده شما شوند.
زمان و واقعيت عينيا
خود را مقيد كنيد كه وظايف خود را به وسيله برنامه ريزي و زمان بندي انجام دهيد.براي خود يك همدم ( دوست . خويشاوند يا يك متخصص ) پيدا كنيد تا اين كه به شما در اولويت بندي و پاك سازي كمك كند.عكس هايي كه در قاب هستند را بر داريد .عكس ها را ريز ريز كنيد اگر اين كار به شما كمك مي كند احساس بهتري بدست آوريد.قاب عكس ها را به مراكز خيريه هديه كنيد يا اين كه آنها را بفروشيد.
بقيه چيزها مثل لباس ها و هدايا مي توانند به خيريه تحويل داده شوند.
اگر در مورد چيزي احساس خاصي داريد و حسي در شما ايجاد مي نمايد و فكر مي كنيد كه بايد آن را نگه داريد فعلا آن را در گوشه اي قرار دهيد و به كار خود مشغول شويد.
وقتي كه تمام اشيا را جمع كرديد و كارتان تمام شد دوباره به آن چيز برگرديد و اگر نمي توانيد آن را بدون داشتن احساس درد روحي يا جسمي پيش خود نگه داريد بهتر است كه آن هم برود.
از شر اشيا راحت شدن نه تنها فضاي فيزيكي بيشتري بين شما و خاطراتتان ايجاد مي كند بلكه فضاي بيشتري براي فكر كردن و التيام يافتن زخم ها به شما مي دهد.
يك خانه مرتب و خالي از خرت و پرت و آت و آشغال كليدي است براي دستيابي به احساسي بهتر و دوري از اين احساس كه شما در باتلاق گير افتاده ايد.و شما قادر خواهيد بود كه آزادي خود را تمرين كنيد.
فكر آزاد و راحت
اگر شما در كارتان پيشي مي گيريد و بدان توجه خاصي داريد و مجذوب آن هستيد و بدون احساس و يك بعدي جلو مي رويد هرگز نمي توانيد با كسي صميمي شويد.
1.تقصيرهاي خود را بپذيريد
اين راحت تر است كه ما طرف مقابل خود را مقصر بدانيم تا خودمان را .اما شما هم مقصر بوديد و شما هم قوانيني در رابطه فوت شده خود داشتيد و از آن ها پيروي مي كرديد.موقعيت را دوباره مورد بررسي قرار دهيد مثل يك نمايش به آن نگاه كنيد و آن قسمت هايي را كه شما بازي كرديد را دوباره مرور كنيد و به آن ها فكر كنيد تا متوجه شويد و آن را بپذيريد و دوباره شروع كنيد ولي اين بار با اين دانشي كه حال بدست آورديد جلو رويد . از گذشته بياموزيد اما آنها را دوباره تجربه نكنيد.
2.الگوهاي گذشته را پاره كنيد
رابطه عشقي گذشته خود را مورد بررسي قرار دهيد و الگوها و خصوصيات و ويژگي ها و شخصيت هايي كه براي شما مناسب نيست را پيدا كنيد.
با خودتان عهد ببنديد كه از اين گونه افراد دوري كنيد.
3. خوب فكر كنيد
روابط عاشقانه بايد يك جريان بلند و طولاني متعادل و ميانه رو باشد ولي فقط اگر براي هم جذاب هستيد و روابط شما به كشمكش فيزيكي منتهي مي شود بايد بگويم كه اين رابطه عشق نيست و رابطه شما عاشقانه نيست.
به اين ها فكر كنيد و مثل يك مصاحبه شغلي نامزدهايي كه معيارهاي شما را ندارند را قبول نكنيد. دنبال كردن اين گام ها براي شما بسيار مفيد خواهد بود كه كمي زودتر و آسان تر شكست خود را التيام بخشيد.
برگزيده اي از حرفهاي بزرگان
انسان بايد از گذشته رها شود و از ميان راه هايي که به او ارائه مي شود ، بهترين را برگزيند .
فقط كفش ميداند كه جوراب سوراخ است يا نه!
امروز همان فردايي است كه ديروز اينقدر منتظرش بودي
انديشه كردن كه چه بگويم به از پشيماني است كه چرا گفتم
برتري نماز اول وقت به نماز اخر وقت ماننداخرت است بر دنيا
غم هايت را جار نزن ، چون همين دردهاي روزگار است كه تو را همچون يك خمير شكل مي دهد و بزرگت مي سازد
ما نمي توانيم ديروز را تغيير دهيم ولي مي توانيم فردايمان را با امروز بسازيم
بهره ما از زندگي به اندازه عشقي است كه ايثار مي كنيم نه به اندازه معشوقي كه بدست مي آوريم
عاشق واقعي كسي است كه معشوق خود را آزاد مي گذارد تا خودش باشد . در عشق اجباري نيست . عشق يعني امكان انتخاب به معشوق دادن . براي آنكه كسي يا چيزي را بدست آوري رهايش كن !
احتياط بايد کرد همه چيز کهنه مي شود و اگر کمي کوتاهي کنيم،عشق نيز
اهداف و آرزوهايت را با توجه به آن چه كه ديگران با اهميت تصور ميكنند، تعيين نكن، زيرا فقط تو ميداني كه چه چيزي برايت بهترين است.
گوش کردن را ياد بگير ، فرصت ها گاهي به آهستگي در مي زنند
اينكه من دست خالي به سوي مردم دراز كنم و كسي چيزي در آن نگذارد بدبختي نيست. بدبختي اين است كه من دست پر به سمت مردم دراز كنم و كسي چيزي از آن برنگيرد
چرا در جستجوي محبت هستيد،خود خالق و باعث محبت باشيد.

+ نوشته شده در سه شنبه 6 دی1384ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط گروه نویسندگان شبهای نقره ای نیما و سارا
|